تنگ تنگ کدوم بغل لولیده نفس خیس می کنی؟
هی ... قدم می روم
چسبانده کم می کنی؟
پیچ همه ی نوبت گرفته ی ایستگاه آخر شهر رو به شماره می اندازی
آشغالها را نمی شمارم رادیکال. چند نقطه باز کن
طاقچه بالا می فروشی!؟
لازم نیست سجاده آب بکشی
شماره شماره خودت را تبرئه کنی
پس تکلیف شماره بندهای بی سلول چه؟
شماره شماره خط تمام کیوسک های تلفن اونور دنیا نبودی
که سرخاب حواله جوکر بیچاره کنی
چسبان چسبان پارکینگ های فدایت شوم را فتح می کنی
گیس بریده ... / حواست باشد حوالی لبت جای پای سیگار نماند.
خوشحال نشود
قند دلش آب سرریز کند
بی پدر!
مهر حلبی آباد این ور کوچه علی چپ هنوز خیسه
اعلامیه ساز بزن بندری بیا
کمی بلرزان
پارتی های خوش به حالت شده
تن هر چی مادر بزرگو توی چار دیواری زیر خاکش یاد بندر انداخته
تا ده شماره بشمار خیالت تخت تخت
شهر خدا. رو درشکه سواره
خیال نکنی پاپا نوئل خواستگارت شده
احتیاجی به بیدار کردن حضرت حافظ نداری
خودتو کمی جفت و جور بپیچ و بنویس
پاپس نکش
خط سرمه ای تو همیشه آزاده
چشمکش با من !!!!
........
هی .... چی شده
امروز برایت ننوشتم تا گوشه چادرت وصله کنی!؟
خسته که بیفتم کنار گوشه ی چشمانت
تازه
تنگ تنگ دلم برای سرمه ات باز است
چشمکش با من...