تبليغاتX
نام من هیچکس

 

۱)

اشكال ندارداسمت  «چيز» باشد

كنارپاساژهاي تودرتوي تو

همين چشم راست خيابانت ، نه

بنظرم آن يكي ...، ولش كن

اصلا چه فرقي مي كند؟

تازه...،پشت ويترين بالا بلندي بودي

كه پرت بشوي هول وهو...

ومن پس بيفتم كنار خودم.

آره: ‌‍‍‌فردا دوشنبه بازار بود كه ديدمت

يك جعبه زلزله قرضي هديه كردي ومن

اتفاق ساده ي هزار ريشتري را رقصيدم

احتمالا درمقياس كرشمه بود

چندمغازه ي امسال را آباد كردي

تازه پشت ويتريني بودي

هرساعت يك ربع به نيم برگردم

اشكال ندارد اسمت  «چيز»  باشد

 

 

2)

زنگ، .../ ... گ

صبر

كمي صبر

حالتت تغيرنكند

تازه ست، اول اين قصه

اخم نكني

نه آهنگ جديد...

نيست ونمي تواند باشد

كه شايد مثال نوشتۀ نت بندي، ازجريان افتاده

آخرين خيابان بانام مستعار

[خواهرفاطام ازكليساهاي مصرفي]

 

بازنويس:

ديوانۀ تازه به دوران رسيده

خودش خم شدۀ جرايد.

من ديوانه!

توديوانه!

صبركن

اثرات جنگ جهاني  ÷ بربوسه

ما ديوانه...! 

جمع كه ببندي جواب آخرين معادله

                                           همه ديوانه.

اشكال كار اين است

عادت كه برده باشي

بامجوز،

ديوانه با آهنگ مي شوي

ودختر هزاربوسۀ اتاق خيابان

پز اندام چوب كبريتي مي دهد.

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 22:23  توسط حمید آل یوسف  |